تبليغاتX
ارتباطات میان فرهنگی
 

ارتباطات میان فرهنگی

 
 
ای بسا دو ترک چون بیگانگان / ای بسا هندو و ترک همزبان ...پس زبان محرمی خود دیگر است / هم دلی از هم زبانی خوشتر است
 
باید امشب بروم

 

 

 

 

 

 

بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرم

 |+| نوشته شده در  ساعت 12:6  توسط طاهره خیرخواه  | 
 

سلام از همه دوستانی که تلفنن/اس ام اسن/کامنتن/ حضورن و از همه مهمتر با پرکردن پرسشنامه مرا یاری کردند بسیار سپاسگزارم

به زودی در این مکان نتایج حقیقات و ترجمه های یک ساله موبایل راقرار خواهم داد

 |+| نوشته شده در  ساعت 10:41  توسط طاهره خیرخواه  | 

 

لطفا این پرسشنامه را پرکنید و ما را در انجام بهتر این تحقیق همراهی کنید

نتایج تحقیق پس از انجام پژوهش در همین سایت قرار خواهد گرفت. 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  ساعت 9:15  توسط طاهره خیرخواه  | 

 تصادف یا تماس

نگاهی به فیلم Crashاز منظر ارتباطات میان فرهنگی

کارگردان: پل هاگیس.

فیلمنامه: رابرت مورسکو، پل هاگیس.

 بازیگران: ساندرا بولاک( جین کابوت)، دان چیدل( کارآگاه گراهام واترز)،

 مت دیلون(گروهبان رایان)، جنیفر اسپوزیتو(ریا)،

 ویلیام فیچنر(جک فلانگان)، برندان فریزر(ریچارد کابوت)،

 تندی نیوتن(کریستین)، رایان فیلیپه(سرکار هنسون)، شاون توب(فرهاد).

  محصول ٢٠٠٤ آمریکا، آلمان.

 داستان فیلم زندگی مهاجران امریکایی را در طول دوروز  به تصویر می کشد :دو سارق سیاهپوست،یک خانواده ایرانی،یک زوج چینی،یک کارگردان سیاهپوست و همسرش،یک دادستان سفیدپوست ،یک پلیس نژاد پرست،یک قفل ساز و دخترش،یک پلیس تازه کار و دو کارگاه پلیس شخصیت های اصلی این داستان هستند.

 

 داستان فیلم حول برخورد این شخصیت ها و فرهنگ هایشان با یکدیگر است. موضوع اصلی فیلم چالش فرهنگها ، نژادها و گروه‌های مختلف ساکن شهر لوس آنجلس بعد از 11 سپتامبر است.

سایت ها و وبلاگ های زیادی اینروزها درباره این فیلم از مناظر متفاوت نقد های بسیار می نویسند،اما آنچه بیش از همه در این فیلم تاثیر گذار توجه مرا به خود جلب کرد رفتار بر مبنای پیش داوری ها و اسکیما ها بود. تمام فیلم بر مبنای برخورد بین فرهنگی ادمها شکل گرفته است که گاه بهانه اش تصادف دو سیاهپوست با یک مرد چینی است و یا ...

اما این تماس بین فرهنگی نه در قالب یک contact که در شکل یک برخورد و crash روی می دهد،برخوردی که اقتضائات خاص خودش را دارد و بر مبنای طرح واره های ذهنی شکل گرفته است: یک ایرانی که قصد خرید تفنگ دارد بن لادن خطاب می شود، ترس زن سفید از سیاهپوستان ،بی اعتمادی ایرانی به قفل ساز و...

پلیس تازه کار از رفتارهای نژاد پرستانه همکارش دوری می کند اما خود او در پایان فیلم بر اساس پیشداوری به پسر سیاهپوست شلیک می کند. مرد ایرانی که همیشه بی دلیل عصبانی است تفنگ بدست می گیرد تا قفل ساز بی گناهی را که به او اشکال درمغازه اش را متذکر شده است به قتل برساند ،خیانت مرد چینی به هموطنانش و اینکه قصد دارد به ازای نفری پانصد دلار آنها را بفروشد،زن سیاهپوست از تصور رابطه پسرش با یک دختر سفیدپوست رنجیده خاطر می شود ، پلیس نژاد پرست به حریم زن رنگین پوست تجاوز می کند اما هم اوست که نهایتا جان او را نجات می دهدو...دنیایی که اگرچه اختلاط نژادی و فرهنگی در آن گریز ناپذیر می نماید بر مبنای همین اسکیما و انگاره های ذهنی اداره می شود. بیگانه هراسی و عدم تمایل مهاجرین آمریکایی که می تواند با شناخت متقابل دنیای برخورد فرهنگی را به تماس بین فرهنگی و سازگاری بدل کند در تمام فیلم بدون شک مخاطب را به فکر وا می دارد.

 

این به ظاهر پیام فیلم تصادف است.اما آنچه من پس از پایان این فیلم به عنوان تماشاگر آسیایی و مسلمان تصور  می کنم دنیای نا امن آمریکا برای غیر امریکایی هاست. اما نه نا امنی که زاییده مردم امریکا باشد بلکه عدم اطمینان و شلوغی که حاصل برخوردهای فرهنگ های غیرامریکایی در آن است. در این فیلم عاملین جرم و جنایت نا امنی در این سرزمین نه مردم امریکا که مهاجرین تصویر شده اند: مرد ایرانی ،دزدان سیاهپوست و زن سرپرستار سیاهپوستی که بد رانندگی می کند و... اما حتی یک پلیس نژاد پرست آمریکایی می تواند خوب باشد و اگر قرار باشد دست نجاتی برای ادامه زندگی این مهاجران وجود داشته باشد فقط دست امریکایی های اصیل است و بس. که اگر چه پدرانشان سالها به سیاهپوستان خدمت کرده اند و اگرچه سرپرستار سیاهپوست به پدر بیمارش کمکی نمی کند با اینهمه اوست که یاریگر و نجات دهنده است.

در مجموع به نطر من این فیلم نسخه بارز تمام تعاملات میان فرهنگی مردمان با فرهنگ های مختلف در جامعه ای غریبه مثل آمریکاست. ارتباطات اسکیما محوری که به جای تلاش در جهت ایجاد شناخت و شکل دهی ارتباطات ساختارمند شناخت محور بر پایه پیش داوری ها و باورهای قالبی پیش می رود.

به عقیده من شاید  حتی در تهران خودمان هم نسخه دیگری از این تصادف و یا تماس در ورژن ایرانی اش موضوعاتی از این قبیل بسیار باشدچرا که تنوع قومیتی و ارتباطات میان فرهنگی بخشی از زندگی هرروز ما در این شهر شلوغ است .در فرصتی دیگر بخشی از این تجربه را با شما درمیان می گذارم. تجربه ای که بهانه یادآوری اش دیدن دوباره Crash از منظر ارتباطات میان فرهنگی بوده است.

 |+| نوشته شده در  ساعت 10:8  توسط طاهره خیرخواه  | 
چهار یا پنج سال پیش بود. بدنبال مطرح شدن بالارفتن میزان طلاق ازدواج های دانشجویی بمنظور کاهش آن ،راهکارهایی توسط مسئولان امر پیشنهاد و پیگیری شد. اما شاید بهتر ازهمه طرح ایجاد زمینه های ازدواج درون فرهنگی دانشجویی بود که توسط کوی دانشگاه تهران عملی شد. بدین منظور با برپایی همایش فرهنگ استانها ،زمینه آشنایی های درون فرهنگی فراهم شد و آمارها نشان داد که این طرح دربرقراری روابط موثر درون فرهنگی، بین فرهنگی و همینطور آشنایی با فرهنگ های مختلف بسیار موفق بود.

بدون شک در کشور ما با توجه به تنوع فرهنگی بسیار و از سویی تعاملات جدید شکل گرفته میان فرهنگی ، پرداختن به بحث ازدواج بین فرهنگی لازم می نماید. بنظر می رسد تا کنون مطالعه علمی دقیقی درباره ازدواج هایی از این دست و تبعات آن در سطح ملی صورت نگرفته است و تبعا شناختی از فرهنگ های متفاوت قومیتهای ایرانی به منظور مطالعه روابط بین فرهنگی وجود ندارد.

دراین باره زهره فغانی  در وبلاگش با موضوع روابط بین فرهنگی مقاله ای را تحت عنوان "ازدواج و دوستی بین فرهنگیِ،ورای تقسیمات اقلیمی"ترجمه کرده است. در این مقاله چالش های دوستی ها و ازدواج بین فرهنگی ارائه می شود، و فرصتهایی که زوجین و حرفه ایهابرای آموختن ،توسعه و تحصیل خود در این مورد دارند، شامل می شود. ازدواج بین فرهنگی باعث می شود که خانواده  زوج ها نسبت به رسیدن رضایت خوب بین نژادی گام بردارند و با نیروهای بیرونی چون ملیت ، جماعت ، خانواده و فرد کنار بیایند.تمرکز این مقاله بر برخی از این مسائل ، چالش ها و فرصتها یی است که هنگام انتخاب افراد برای دوستی یا ازدواج ورای تقسیم قاره ای (اقلیمی) از سوی افراد دیگر وجود دارد. یک مدل هرمی برای کمک به خواننده در فهم چارچوبی که این نوشتار بر آن استوار است، ارائه می شودکامل

 |+| نوشته شده در  ساعت 11:12  توسط طاهره خیرخواه  | 

 

سوءتفاهمات مبتلا به هر ارتباط بین فردی می تواند باشد. اشکال در کدگذاری فرستنده،اشکال در کدگشایی گیرنده،و تفاوت هنجارها ارزشها،تجربه ها و... می تواند به ایجاد و گسترش سوءتفاهمات دامن بزند.

این تفاوتها می تواند ناشی از مذهب،قومیت،نژاد و یا حتی تجربیات مختلف طرفین باشد. که در هر سطحی از تعامل می تواند رخ دهد. حتی درباره ارتباطات موبایلی(اس ام اسی) این امر بدلیل تجربیات متفاوت وتعابیر متنوع ما از کلمات و اصطلاحات بسیار مشهود است.

اما در ارتباطات بین فرهنگی بدلیل وجود تفاوت های بسیار و همینطور گاه سرنوشت ساز بودن نتیجه  تعاملات بین فرهنگی بحث بدفهمی ها یا سوءتفاهمات از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 از این منظر کتاب زیر که مفهوم  Misunderstandingرا به طور جامع مورد تحلیل قرار داده است جالب و خواندنی می نماید:

این کتاب دو استنباط  ضمنی را در زمینه تحقیقات ارتباطات بین فرهنگی را مورد چالش قرار مي دهد. اولا، سوء تفاهمات كه  معمولا در ارتباط بین فرهنگی پيش مي آيد. اگر چه کسی نمی تواند ادعا کند ارتباطات بین فرهنگی فقط براساس سوتفاهمات بنا نهاده می شود.

این كتاب نشان می دهد که چگونه دیدگاههای جدید بر روی تحلیلهای زبان شناختی  ارتباطات بین فرهنگی بر تحلیل سوتفاهمات فائق می آید.

ثانیا ارتباطات بین فرهنگی منحصرا ازاین حقیقت تشکیل نمی شود که اشخاص از گروههای فرهنگی مختلف برهم اثر پذیری دارند.

 

Edited by Kristin Bührig and Jan D. ten Thije

                          Universität Hamburg / Utrecht University

 2006. 339 pp.

در  باره مفهوم سوءتفاهم ها می توانید این مقاله را نیز ببنید.

 

 |+| نوشته شده در  ساعت 17:3  توسط طاهره خیرخواه  | 

               این سایت لینک مقالات سایتها و مجلات الکترونیک جالبی درباره روابط میان فردی و همینطور ارتباطات بین فرهنگی دارد .که با کلیک روی هرکدام از کلمات کلیدی لیستی از مباحث مرتبط در اختیار مراجعه کنندگان قرار می گیرد.

 |+| نوشته شده در  ساعت 19:46  توسط طاهره خیرخواه  | 

پیشتر درباره اسکیما(طرح واره ها یا انگاره های ذهنی )نوشتم که تحقیقاتی پیش از این در کلاس های ارتباطات بین فرهنگی  دکتر عاملی در ترم های گذشته در مورد تعاملات فرهنگی ایرانیان و مردم  آمریکا از منظر حساسیت بین فرهنگی با تاکید بر انگاره های ذهنی طرفین انجام شده است. یا نقش اسکیماها بر کنش های ارتباطی بین قومیتی(مطالعه موردی بین تهرانی ها و ترکمن ها) و یا بررسي انگاره هاي تهرانيها و عربهاي خوزستان نسبت به يكديگر از این جمله اند.که هرکدام دربردارنده نتایج و نکات جالبی هستند که در مورد ارتباطات بین فرهنگی ایرانیان قابل تاملند.

از آنجاییکه تحقیق خودم درباب حساسیت بین فرهنگی ایرانیان و افغانیان هنوز تکمیل نشده و در مراحل پایانی است و از سویی خالی از لطف نیست که با توجه به تعریف اسکیما تجربیات ایرانیان نیز به طور اجمالی در اختیار دوستان قرار گیرد ،نتیجه تحقیق دوستانم:(   مصطفی احمدزاده ،علی صباغی،بشیر معتمدی،امیر اسماعیلی ،فواد حبیبی)که دانشجویان کارشناسی ارشدارتباطات ورودی 83 هستند با موضوع بررسی حساسیت بین فرهنگی آمریکاییان نسبت به ایرانیان(بر اساس طرح واره های ذهنی( را بطور خلاصه اشاره ای خواهم داشت:  

در اين مقاله ، بررسي تطبيقي حساسيت بين  فرهنگي در   روابط ايرانيان و آمريكاييان مورد بررسي قرار گرفته است . مدل نظري بنت براي حساسيت بين فرهنگي جهت تحليل داده ها مورد استفاده قرار گرفته و روشي كه متناسب با اين چهارچوب انتخاب شده است روش تجربي جمع آوري داده ها  با استفاده از پرسشنامه بوده است.سطوح ارزشي ، نگرشي و رفتاري پاسخ گويان براي مكان يابي آنها در طيف بنت مورد مطالعه و مشاهده قرار گرفته و سطوح پاييني قوم مداري در رابطه با آمريكاييان و ايرانيان به ثبت رسيده است .

 

بررسي پيش رو كه ناظر به حوزه كلان روابط بين فرهنگي بين دو ملت بوده است مي توان بيشتر به عنوان كاري اكتشافي و بشارت گر نگريسته شود نه كاري كه حرف آخر را در اين حوزه زده است ،بديهي است در اين حوزه نياز به كارهاي همه جانبه تر و گسترده تري است .

دراین تحقیق گروهی متناسب با چارچوب نظری اتخاذ شده که تلفیقی از مدل افزایشی حساسیت بین فرهنگی بنت و همر(1989) و تئوری اسکیما(نی شی دا2003) می باشد برای گردآوری داده به طراحی پرسشنامه ای ترکیبی (سوالات باز و طیفی) اقدام شد که در نهایت پرسشنامه ها در اختیار جمع محدودی از پاسخگویان هدف قرار گرفت. داده های به دست آمده اگر چه بخشی از آن مستعد تحلیل کمی آماری بود اما برای یکدست بودن کار همراه با داده های دیگر مورد تحلیل کیفی قرار گرفت.

در این مقاله در تحلیل داده ها از طیفی از روشهای تحلیل محتوی ،تحلیل گفتمان و نیز تحلیل انتقادی گقتمان برای کاوش در سطوح ارزشی ، نگرشی و رفتاری پاسخ دهندگان آمریکایی بهره گرفته شده است که در نهایت پس از تحلیل داده ها با رجوع به مدل افزایشی بنت جایگاه پاسخ دهندگان را در طیف مذکور مشخص می داریم.

در مورد حساسیت بین فرهنگی ایران و آمریکا پرسشنامه ای با 21 سوال طرح شد که 9 تا از سوالات تشریحی بودند و باقی به صورت طیفی و گزینه ای مطرح شدند. برای انجام نمونه ای پرسشنامه 6 نفر از دانشجویان دوره ی فوق لیسانس رشته های علوم سیاسی و ارتباطات انتخاب شدند. از اینرو ، درصدگیری با 0.2 % خطا انجام شده است.

      

·  در مواجه با این سوال که با شنیدن نام آمریکا چه    احساسی به شمادست می دهد:دو نفر(33.2%)بیان کردند که احساس خاصی ندارند.سه نفر    49.8%) آمریکا را به عنوان بهترین کشور جهان معرفی کردند که آرزوی زندگی در آن کشور را دارند.آنها از دلایل خود آزادی های اجتماعی و سیاسی و رشد اقتصادی و رفاه را در آمریکا ذکر کردند. یک  نفر(16.6%)احساس کینه توزانه آنها را نسبت به ما در ذهن تصویر کرده است.

 

 

·            در مورد موقعیت جغرافیای تمام پاسخ دهندگان(100%) به محل جغرافیایی آمریکا به درستي اشاره کرده اند.

·      در مورد ویژگی های خاص آمریکا ؛ آنها آمریکایی ها را مردمانی منظم، با تعریف دقیق جایگاهها و روابط بین فردی، دارای قدرت اول دنیا در فرهنگ و علم و فناوری، باقدرت، انسان دوست، آزادی خواه، کوشا و اهل کار معرفی کرده اند. که نشان از نگرش مثبت نسبت به ویژگی های مردم آمریکا است.البته ويژگيهاي منفي چون فاقد پیشینه ی تاریخی بودن ، مهاجر و دارای گسست فرهنگی از اصالت خودشان، مردمی بی هویت تاریخی نيز اشاره شده است.

·      سه نفر(49.8%) از مصاحبه شوندگان مسیحیان را شبیه سایر پیروان ادیان توحیدی و منطقی توصیف کردند. دو نفر (33.2%) ویژگی خاصی نسبت ندادند و یک نفر (16.6%) هم مسیحیان آمریکا را غالبا اخلاقی و متعصب به دین خود معرفی کرده است.

·      در مورد شباهت اروپایی ها و آمریکایی ها : چهار نفر(66.4%) آنها را فاقد شباهت دانسته اند. یک نفر(16.6%) تا حدود زیادی آنها را شبیه هم دانسته  و یک نفر(16.6%) به خاطر وسعت و تنوع قومیت ها ،تمدن و پیشینه بیشتر اروپایی را دلیل دارا بودن فرهنگی اصیل تر و رفتار پیچیده تر تسبت به آمریکایی ها دانسته است.

·      در مورد وضعیت زنان در آمریکا سه نفر(49.8%) آنها را با مردان ، در شرایط مساوی معرفی کردند.یک نفر(16.6%) به دلیل شرایط مردسالاری در تمام دنیا زنان آمریکایی را دارای حقوق شهروندی و مدنی نسبی در اجتماع معرفی کرده است. دو نفر (33.2%) اظهار بی اطلاعی کردند.

·      در مورد واکنش نسبت به تروریست خواندن ایرانی ها توسط آمریکایی ها ، چهارنفر(66.4%) آن را محکوم کردند وسه نفر آن را احمقانه و کینه توزانه دانسته اند . دو نفر(33.2%) آن را به دلیل حمایت دولت ایران از گروهای فلسطینی و لبنانی که آمریکاییها آنها را تروریست می دانند، این امر را طبیعی فرض کرده اند.

·      در مورد کودتای 28 مرداد و حمایت آمریکایی ها از عراق در جنگ تحمیلی چهار نفر (66.4%) آن را محکوم کردند، خواستار جبران و معذرت خواهی رسمی آمریکاییها از آیرانی ها هستند.دو نفر (33.2%) آن را يك امر طبيعي در روابط بين الملل دانستند.و دو نفر هم دخالت آمریکا را مانع همیشگی در ایجاد نگاه مثبت در بین ایرانی ها نسبت به آمریکایی ها دانستند.

در سوالات طیفی  

·      پنج نفر (83.5%) از مصاحبه شوندگان آمریکاییان را همانند دیگر مردم عادی دنیا دانسته اند و یک نفر(16.6%) آنها را مردمی به شدت مذهبی بیان کرده است.  

·      در مورد سوزاندن پرچم و نماد آمریکایی عموسام پنج نفر (83.5%) به دلیل توهین آمیز بودن این عمل با آنها مخالفت کردند. و يك نفر (16.6%) آن را لازم ندانسته است.  

·      چهار نفر (66.4%) بر این عقیده هستند که آمریکاییان فکر می کنند که ایرانی ها تروریست هستند و به بسط و تقویت تروریست در سطح جهان یاری می رسانند. یک نفر (16.6%) بر این عقیده است که آمریکاییها فکر می کنندایران می تواند دوست و هم پیمان آنها باشد و یک نفر(16.6%) هم به دلیل نداشتن رابطه با آمریکاییها و نداشتن سفر به آمریکا از اظهار نظر خودداری کرده است.  

·      در مواجه با این سوال که آمریکا امنیت ایران و صلح جهانی را تهدید می کند : یک نفر(16.6%) موافق، دو نفر (33.2%) مخالف ، یک نفر(16.6%) کاملا مخالف و دونفر (33.2%) بدون نظر بودند.  

·      در پاسخ به این سوال که آمریکا با حمایت یکجانبه از اسراییل مانع صلح خاورمیانه است: سه نفر(49.8%) موافق،یک نفر(16.6%) مخالف و دو نفر(33.2%) نظری نداشتند.  

·      در مورد اصطلاح شیطان بزرگ که رهبران ایران به آمریکا نسبت می دهند : سه نفر(49.8%) مخالف، یک نفر کاملا مخالف(16.6%) ، یک نفر موافق(16.6%) و یک نفر (16.6%) فاقد نظربود.  

·      با روی کار آمدن جریانات میانه رو در آمریکا و برداشتن گام های اعتمادزا از سوی آمریکا منجر به برقراری رابطه بین ایران و آمریکا می شود: سه نفر(49.8%) مخالف ، یک نفر(16.6%) کاملا مخالف و دو نفر (33.2%) بدون نظربودند.  

·      با این نظر که دست برداشتن آمریکا از جنگ افروزی در منطقه و برقراری رابطه ای برابر به عنوان عامل اصلی رابطه ی ایران و آمریکا دانست: دو نفر(32.2%) کاملا مخالف، دونفر (32.2%)  موافق و دو نفر(32.2%)  هم مخالف بودند .  

·      مسلمان یا مسیحی بودن هیچ مانعی در سر راه روابط دوستانه ی دو ملت ایران و آمریکا ایجاد نمی کند: چهار نفر(66.4%) موافق ، یک نفر(16.6%) مخالف و یک نفر (16.6%) بدون نظر بود.  

·      ایران باید در رابطه اش با آمریکا به روی منافع خود تاکید داشته باشد: چهار نفر (66.4%) کاملا موافق، یک نفر (16.6%) موافق و یک نفر(16.6%) مخالف بود.  

·      ایران باید در قبال دخالت آمریکا در منطقه ی خاورمیانه به موضع گیری جدی بپردازد : دونفر (32.2%)  موافق ، دونفر (32.2%) مخالف و دونفر (32.2%) هم بدون نظربودند.  

·      با این مورد که دولت آمریکا نماینده ی مردم آن نباشد ، ایران هم چنان موضع شدید ضد آمرکایی خودش را حفظ کند: دونفر (32.2%) بدون نظر، سه نفر(49.8%) مخالف و یک نفر(16.6%) موافق بود.  

·      در مورد این سوال که دولت آمریکا نماینده ی واقعی مردم آمریکا باشد آیا باز هم دولت ایران باید در مواضع ضد آمریکاییش پافشاری کند: چهار نفر (66.4%) مخالف و دونفر (32.2%) هم بدون نظر بودند.

 
 
تحليل پاسخگويان آمريكايي 

·   مجموعه پاسخ ها در رابطه با اين سوال كه با شنيدن نام ايران چه احساسي به شما دست مي دهد حاكي از ديدي تا حدودي منفي نسبت به ايران بودكه دربرگيرنده ي ترس و وحشت از نام ايران و در نهايت ناميدن ايران به عنوان تروريست بود كه يكي از پاسخگويان صريحا به آن اشاره كرد .

·   البته در ميان پاسخگويان افرادي بودند كه اين ذهنيت را نداشتند. اسميت كه به ايران سفر كرده است صريحا اعلام مي دارد ايران كشوري زيبا و با تمدني كهن است . ديويد نيز معتقد است : دولتمردان آمريكا هستند كه همه ي ايرانيان را تروريست فرض مي كنند و آنها را بد نام مي كنند.

·   مي توان نتيجه گرفت هرچه شناخت از طريق ارتباط فرهنگي افزايش يافته است درك بهتري از ايرانيان در ذهنيت آمريكاييان شكل گرفته است.

در پاسخ به اين سوال كه ايران دقيقا در كجا واقع شده است همه ي پاسخگويان آن را در منطقه ي خاورميانه مي دانستند

در پاسخ به اين سوال كه ايرانيان را از چه ويژگي هايي برخوردار مي دانيد دو طيف مختلف از پاسخ گويان شكل گرفت. عده اي چون كندي و مايك به ويژگي هاي منفي ايرانيان اشاره مي كنند و آنها را بنياد گرا مي دانند و حتي مايك آن ها را ديوانه مي خواند اما ديگراني چون جان و اسميت به دليل ارتباط فرهنگي ديدي مثبت دارند و آنها را مهمان نواز و احساسي كه سعي دارند كه همواره به انسان كمك كنند . جان تصريح مي كند : مرمان مهربان شبيه نگار ‏‏‏‏- علي و حامد

اكثر مصاحبه شوندگان مسلمانان را بنيادگرا و تروريست معرفي كرده اند ضمن اين كه بعضي از آنان به تفكيك هايي در اين زمينه قايل هستند. كندي معتقد است كه اكثر مسلمانان از بنيادگرايان تروريست حمايت مي كنند و مايك دوباره صريحا آنها را ديوانه لقب مي دهد .اما ويلي معتقد است اسلام نيز همچون مسيحيت دين صلح و دوستي است اما در ميان مسلمانان نيز همچون مسيحيان گروههاي متفاوتي شكل گرفته است كه در اين ميان برخي نيز بنيادگرا و تند رو هستند

تقريبا همه پاسخگويان در برابر اين سوال كه آيا فكر مي كنيد ايرانيان و اعراب همانند يكديگرند تفكيك قايل شدند جان معتقد است ايرانيان و اعراب تفاوتهاي فرهنگي دارد . اسميت و ويلي صريح تر به اين تفاوتها اشاره مي كنند و معتقدند عربها بيشتر در فكر خوشگذراني و خرج پول نفت هستند اما در مقابل ايراني ها نسبت به دموكراسي مسووليت پذيرترند در مقابل كندي ايرانيان و اعراب  را داراي هويت مشترك اسلامي مي داند.مايك نيز كل جهان سومي ها را شبيه هم مي داند و در قالب يك نژاد پرست اعلا م مي كند كه : ايرانياناعراب-مكزيكي ها و هندي ها و ... همه شبيه هم هستند.

عمده پاسخگويان در برابر ارزيابي وضعيت زنان در ايران اظهاربي اطلاعي مي كردند . ويلي نيز تنها به گزارشهاي منتشر شده تكيه مي كند و اظهار مي دارد كه از ظاهر اين گزارشها مي توان پي برد كه زنان در اين كشور وضعيت مطلوبي ندارند.اسميت نيز با عنوان كردن دوباره ي سفر به ايران مي گويد تبليغات زيادي عليه نقض حقوق بشر در ايران شنيده بودم اما وقتي به ايران رفتم فهميدم زنان ايراني به راحتي در اجتماع حضور دارند.

تمام مصاحبه شوندگان از سوزاندن پرچم كشورشان از سوي ايرانيان و سر دادن شعار از سوي ايشان ناراحت بودند اما تقريبا همگي به نوعي ايرانيان را محق مي دانستند و آن را ناشي از دخالتهاي امريكا در اين كشور در گذشته مي دانستند. جان مي گويد: من اين مساله را مي فهمم هركسي با آمريكا مشكل دارد .

سه نفر از پاسخ گويان عمل انقلابيون ايران را در تسخير سفارت كشورشان در تهران را تقبيح كردند و آن را تجاوز به خاك خود – ترس آور تنفربرانگيز و غير دموكراتيك مي دانند. دو نفر گفته اند در آن زمان در سني نبودند كه چيزي به خاطر بياورند اما جان اضافه مي كند كه فكر مي كنم كه ايرانيان دليل خوبي براي اين كار داشتند

سوالات طيفي  

§   سه نفر(49.8%.)از آمريكاييان  ايرانيان را همانند ديگر مردم عادي دنيا مي دانند و يك نفر  (16.6%)ايرانيان را آدم هاي بنيادگرا مي داند .يك نفر(16.6%) آنان را تروريست مي داند و يكنفر(16.6%) نظري ندارد.

§      دو نفر (32.2%) از پاسخگويان معتقد بودند كه كار انگشت نگاري بايد دقيق و سختگيرانه پيگيري شود

§   دو نفر (32.2%) معتقد بودند كه اين كار ضروري به نظر نمي رسد و يك نفر(16.6%) هم معتقد بود كه بايد تنها در شرايط بحراني و اضطراري پيگيري شود. يك نفر(16.6%) هم جواب نداد

·   دو نفر (32.2%) از پاسخگويان معتقد بودند كه ايراني ها فكر مي كنند امريكا تنها به منافعش اهميت مي دهد. يك نفر(16.6%) معتقد است كه ايراني ها فكر مي كنند كه امريكا مي تواند دوست و حامي آنها باشد سه نفر(49.8%.) به اين سوال پاسخ ندادند.

·   نظر پاسخگويان در مورد تهديد ايرانيان نسبت به آمريكا و صلح جهاني متفاوت است . يك نفر(16.6%)كاملا موافق. يك نفر(16.6%) موافق . دو نفر (32.2%) مخالف و يك نفر(16.6%)كاملا مخالف است. يك نفر نيز پاسخي نداده است.  

·   . يك نفر(16.6%)كاملا موافق. يك نفر(16.6%) موافق . دو نفر (32.2%) مخالف اينكه ايران مانع صلح خاورميانه است دو نفر (32.2%) هم پاسخي نداده اند.  

·   سه نفر(49.8%.) كاملا با محور شرارت خواندن ايران توسط بوش مخالفند. يك نفر(16.6%) موافق. يك نفر(16.6%) مخالف و يك نفر هم جواب نداده است.  

·   در برابر سوال سكولاريزه كردن و دوري روحانيت از قدرت در ايران منجر به پيوندهاي قويتر ايران  آمريكا مي شود . يك نفر(16.6%)كاملا موافق. يك نفر(16.6%) موافق . يك نفر(16.6%)كاملا مخالف دو  نفر هم جواب نداده اند

·   در پاسخ به جواب احترام به آزادي زنان و دموكراسي بايد رابطه ي اصلي ايران و آمريكا باشد: يك نفر(16.6%)كاملا موافق. دو نفر(32.2%) موافق. يك نفر(16.6%)كاملا مخالف يك  نفر هم جواب نداده اند.

·   همه ي پاسخگويان (100%) با گزينه ي مسلمان يا مسيحي بودن هيچ مانعي بر سر راه روابط دوستانه ي دو ملت ايران و آمريكا ايجاد نمي كنند كاملا موافق بودند.

·   پاسخگويان گزينه ي امريكا بايد در رابطه اش با ايران در روي منافع خود تاكيد داشته باشد را به صورت زير جواب دادند: دو نفر(32.2%) موافق يك نفر(16.6%)كاملا مخالف سه  نفر هم جواب نداده اند.

·   مصاحبه شوندگان اين گزينه را كه بايد ايالات متحده  بايد جنبش هاي ايران را مورد حمايت قرار دهد  به اين صورت جواب دادند: يك نفر(16.6%)كاملا موافق. يك  نفر(16.6%) موافق. يك نفر(16.6%)كاملا مخالف  و سه نفر (49.8% ) جواب نداده اند.  

·   چهار نفر (66.4%) از پاسخگويان با اين گزينه كه اگر بين نهاد دولت و ملت ايران شكاف عميق باشد آمريكا بايد به ايران حمله كند كاملا مخالف بودند و تنها يك نفر (16.6%) با آن كاملا موافق بوده است و يك نفر هم جواب نداده است.  

چهار نفر (66.4%) از پاسخگويان با اين گزينه كه اگر بين نهاد دولت و ملت ايران شكاف عميق به چشم نخورد  بازهم آمريكا بايد به ايران حمله كند كاملا مخالف بودند و تنها يك نفر (16.6%) با آن ا موافق بوده است و يك نفر هم جواب نداده است.

نتيجه گيري

با توجه به سطوح سه گانه ارزشي ، نگرشي و رفتاري مي توان به جمع بندي نهايي نسبت به جايگاه پاسخ گويان آمريكايي در دو سوي طيف حساسيت بين فرهنگي اقدام كرد . در مورد سطح ارزشي (4/64%) پاسخگويان آمريكايي احترام به دموكراسي و حقوق زنان را به عنوان اصل راهنماي رابطه ايران و آمريكا مورد تأكيد قرار داده بودند .در اينجا ذكر يك نكته ضروري است و آن اينكه اگر اين ارزشها را با توجه به مقبوليت جهاني آنها و نيز اينكه اكثريت مردم ايران (جنبش دوم خرداد نماد بارز آن است)  انتخاب خود را مبني بر دموكراسي كرده اند ، ارزشهايي جهاني بدانيم .اگرچه منشأ آنها غرب است ، نتيجه ميگريم پاسخگويان آمريكايي قوم مدار نيستند . اما اگر آنها را ارزشهايي غربي بدانيم نتيجه معكوس خواهد بود .

در رابطه با سطح نگرشي همچنانكه قبلاً توضيح داده شد ، نگرشهاي آمريكاييان (4/64%) چيزي جداي از استريوتايپ هاي رايج در برخي رسانه ها (تروريست بودن) بود بر اين اساس نمي توان قوم مدار بودن آنها را نتيجه گرفت .

در رابطه با سطح رفتاري نيز (4/64</