![]() ارتباطات میان فرهنگی |
||
|
|

حوزه مطالعات ارتباطات بين فرهنگي مردم ايران ؛
ارتباطات بين قوميتهاي ترك ،فارس،كرد،تركمن،
عرب ،ارتباط اقليتهاي مذهبي ساكن ايران با
مسلمانان ايراني و حتي ارتباطات شيعه و سني را
شامل مي شود. اما فارغ از قوميتهاي متعدد جامعه ايراني ،
روابط بين ايرانيان و گروه مهاجر افغاني كه سالهاست مردم ايران
به عنوان مهمان پذيراي آنان بوده اند، نيز در زمره تعاملاتي
مي گنجد كه بدون شك مطالعه اين ارتباطات
در حوزه مطالعات ارتباطات بين فرهنگي ايرانيان
خالي از لطف نيست.
در مقاله 5000کلمه ای ام تلاشم بر این بوده است تا با استفاده از مدل نظري بنت حساسيت بين فرهنگي روابط اين دو گروه را بر اساس انگاره هاي ذهني ايرانيان و افغانيان نسبت به يكديگر مورد مطالعه قرار دهم.
واژگان کليدي مقاله عبارتند از: ارتباطات بين فرهنگي،مدل نظري بنت، انگاره هاي ذهني ،مهاجران افغاني ، که سعی می کنم هر کدام را نگاهی اجمالی داشته باشم.به مدل نظری بنت و ارتباطات بین فرهنگی قبلا اشاره کرده ام و اینبار به تعریف اسکیما ( انگاره ها یا طرح واره های ذهنی می پردازم:
اولين بار کانت در قرن نوزدهم اسکيما را مجموعه تجارب هر فرد در حافظه او كه منتهي به شكل گرفتن مفاهيم در ذهن مي شود، تعريف كرد.تجربيات هر فرد در حافظه او جمع مي شودو به مفاهيم درون ذهن شکل مي دهد. موجودي دانش در ذهن آدمي که او را در شرايط مختلف آماده کنش مي سازد محصول تجربيات و تعاملات اجتماعي است. ( نيشيدا، 1999 ).
نيشيدا [1]اسكيما را به عنوان مجموعه اي از دانش تعميم يافته از تجربيات گذشته كه بصورت مجموعه اي از دانش مرتبط سازماندهي مي شوند و براي راهنمايي و يا رفتار در موقعيتهاي عادي به كار مي روند،معرفي مي كند. (شريفيان،2000:1)
روملهارت (1980:1)نيز اسكيما را بخشهاي شناختي كه سازمان اطلاعات را مي سازند مي داند.
به تعبير نيشيدا (1999)اسكيما ها در تعاملات اجتماعي چهره به چهره ساختار معرفتي و شناختي پيدا مي کنند. وقتي ما با ساير افراد از فرهنگ ديگر و در شرايط معلوم به دفعات تعامل داريم و در مورد اطلاعات معلوم با هم حرف مي زنيم، کليشه ها در مغز توليد و ذخيره مي شوند. هرچه اين کليشه ها بيشتر سازمان يابند، انتزاعي تر و بهم فشرده تر مي شوند. هرچه تجربه ها مستقيم تر باشداطلاعات مربوط به کليشه ها توسعه پيدا مي کند و هرچه کليشه ها بهم فشرده تر شوند، مورد استفاده بيشتري قرار مي گيرند و به عنوان واحدهاي کارآمد اطلاعاتي در بين اعضاي فرهنگ ها مي شوند .
به نظر مي رسد، در ارتباطات بين قوميتي، كاركرد كليشه ها ايجاد مفاهيم "من" و "ديگري" است. به طوري كه افرادي از قوم يكسان به علت داشتن زبان، تاريخ ، يا تبار(حقيقي يا خيالي)، مذهب، شيوه هاي لباس پوشيدن و آرايش (گيدنز،1378: 261) از نظر فرهنگي "خود" را متمايز از "ديگران" مي دانند. اين افراد داراي كليشه هاي ذهني نسبت به قوم خود و ساير اقوام هستند.
هنوود و فونيكس(203: 1381 ) نيز عنوان مي کنند:" انواع ساختارهاي شناختي پايه اي( طبقه بندي اسکیما و قالبها ) به عنوان منابع اطلاعات معني دار در نظر گرفته مي شوند".
بر اين اساس نمي توان بي تفاوت به رويدادهاي ذهني بود زيرا اسکیما منشا نگرش و رفتار هستند. نگرش، محدوده عواطف است و رفتار به كنش به موضوعات مربوط مي شود( سورين و تانكارد، 1381 ).
اسكيما تصوير گروهي مشتركي، از گروه خاصي از مردم است. يعني برداشت يا باوري بيش از حد ساده شده درباره افرادي كه عضو يك گروه خاص هستند. در ذات كليشه تعميمي وجود دارد كه كار را راحت تر مي كند اما نتيجه گيري را به سمت نادرستي سوق مي دهد. وجود اسكيما نشان مي دهد كه افراد براي تنظيم و مجزا ساختن تجارب خود، از طبقه بندي هاي ذهني استفاده مي كنند (فاولر،1991:17). در واقع طرح واره ها به علت ساده سازي الگو هاي رفتاري و قاعده مند ساختن آنها به شدت از قدرت تعميم پذيري برخوردارند كه اگر چه كار را آسان مي سازند اما ممكن است نتيجه گيري را به سمت و سويي نادرست سوق دهند (فاولر،1991:17)
نتيجه اين طرح واره ها هر چه با شد تاثير مستقيم بر كيفيت ارتباطات بين فرهنگي گروه ها بر يكديگر خواهد داشت و به نوعي حساسيت بين فرهنگي گروه ها تابعي از ميزان و كيفيت طرح واره هاي ذهني افراد و گروه ها از يكديگر خواهد بود .
ممكن است اسكيماها نسبت به قومي چنان باشد، كه موجب "ترس و احساس تهديد" (استفان و ديگران،2000) نسبت به آن قوم شود. اين گونه اسكيماها، منفي هستند. اسكيماهاي منفي منجر به پيش داوري هاي منفي مي شوند (همان). به طوري كه اعضاي يك قوم به هنگام برخورد و تعامل با اعضاي فرهنگ هاي ديگر بر اساس آن پيش داوري ها رفتار كنند.بيشترين تاثير انگاره ها در مرحله رمزگذاري اطلاعات و رمزگشايي و يادآوري آنهاست كه به نحوي نقش راهنمايي آنها را ايفا مي كند. آگاهي هاي قبلي، تاثير بيشتري دارد و امكان مي دهد تا اطلاعات متناسب با انگاره هاي موجود در ذهن شكل بگيرد و در يادآوري يا رمزگشايي آنها نيز تاثير بگذارد( هووارد و همكارش، 1980). وقتي مردم اطلاعات هماهنگ با انگاره ها يشان را به خاطر مي آورند، نحوه داوري آنها نيز هماهنگ با انگاره هاي آنها خواهد بود، در حالي كه وقتي اطلاعات آنها ناهماهنگ با انگاره هاست، داوري آنها چندان متكي به انگاره ها نخواهد بود(هايگينز و برق، 1987) " انگاره ها تعامل بين دانش سازمان يافته قبلي و اطلاعات فعلي را موجب مي شوند كه نهايتا در نحوه تصميم گيري ما تاثير عمده مي گذارند"(ايرواني و باقريان، 1383)
منابع:
۱. ايرواني، محمود و باقريان، فاطمه( 1383)، شناخت اجتماعي، تهران، نشر ساوالان.
۲. گيدنز، آنتوني 1378 جامعه شناسي. ترجمه منوچهر صبوري. تهران: نشرني،چاپ پنجم.
۳. هنوود، كارن. فونيكس، آن( 1381)، نژاد در روانشناسي؛ آموزش موضوع، مطالعات قومي و نژادي در قرن بيستم، پرويز دليرپور و محمدكمال سروريان، تهران، انتشارات پژوهشكده راهبردي.
1. Howard, W. & Rothbart, M. (1980) Social Categorization and memory for ingroup and outgroup behavior. Journal of Personality and Social Psychology, 38, 301-310.
2. Nishida , Hiroko).1999(A cognitive approach to intercultural communication based on schema theory, International journal of intercultural Relations ,Volume 23 , Issue 5, pages 753 - 777
3. Piage. R.M.(2003) Assessing intercultural sensitivity: on empirical analysis of the Hammer and Bennet Intercultural Development Inventory. International Journal of Inter cultural Relations, 27(2003) 467-486
4. Rumelhart, D. E. (1980). Schemata: The building blocks of cognition. In R.Spiro, B. Bruce, and W. Brewer (Eds.)
Theoretical issues in reading comprehension.
5. Sharifian Farzad (2000) Aspects of schematic processing in Indigenous speakers of Aboriginal English: An initial exploration. In Proceedings The 5th Annual Round Table of the Centre for Applied Language and Literacy Research, Edith Cowan University,
6. Walter G. Stephan , Roland Diaz-Loving and Anne Duran( (2000
7. I ntergrated threat theory and intercultural attitudes
|
|